شباي بيمارستان ولي فرق داشتن.... كه اونم از بعد ياسمن....
اگه ساكتم...نه كه خبري باشه نه.... شايد چون واقعن نميدونم كه چي بايد بگم...
نميخوام با حرف زدنم حالت رو بد كنم...
ديگه نميخوام...اينقدر بد بودم كه....
بخش زنان، بخش عجيبيه....
اگه از شنبه هفته بعد حساب كني...١٩ سال پيش توي چهار ديواريه همين بيمارستان به دنيا اومدم....
يكي امروز اينجا منو ديد... گفت از زمان نوزاد بودنت ديگه نديدمت....
بيمارستانا... توي فيلما قشنگ ترن...
به اين كيبورد اصلن عادت ندارم... هر حرفش يه وره...
يه واقعيت ولي در بعد كنكور هست... كه زندگي واقعن از بعد كنكور شروع ميشه...
البته اگه تفاوتش رو انتخاب كني نه كه اون انتخابت كنه...
چقدرررر حرف زدم!!!!
من با تو...ما را در سایت من با تو دنبال میکنید
برچسب: خط خطی شماره جدید, نویسنده: بازدید: 68